X
تبلیغات
دانستنی ها
علمی ورزشی

آيا ما از هر دو چشممان به يک اندازه استفاده می کنيم ؟؟؟

می دانید که برخی افراد راست دست و برخی دیگر چپ دست اند . راست دستها بیشتر از دست راست و چپ دستها بیشتر از دست چپشان استفاده میکنند. جالب است بدانید که این مسئله در مورد چشمها نیز صدق میکند .یعنی ما از هر دو چشم خود به طور مساوی وبه یک میزان استفاده نمی کنیم . به  عبارت دیگر ، یکی از چشم هایمان قوی تر از دیگری است .طبق مطالعات انجام شده

65 درصد از چشم چپشان بیشتر استفاده می کنند . 3 درصد نیز هر دو چشمشان را به یک اندازه به کار می برند . با استفاده از آزمایش زیر می توانید بفهمید که جزو کدام گروه اید .

شئ یا تصویری را مقابل چشمتان قرار دهید . سپس مدادی را با فاصله کمی جلو چشمتان نگه داریه . در حالی که هر دو چشمتان باز است ، به خطی که  مداد روی  شئ مورد نظر ایجاد میکند نگاه کنید . پس از آن چشم چپتان را ببندید و با چشم راست به شئ نگاه کنید . سپس چشم راستتان را ببندید و با چشم چپتان شئ را ببینید . اکر ئقتی چشم راستتان باز است ،همان خط قبلی حاصل از مداد را روی شئ می بینید ،و وقتی چشم چپتان باز است ،خط مورد نظر به طرف شئ می آید ،چشم راست شما بر چشم چپتان برتری دارد. اگر عکس این حا لت به وجود می آید ،چشم چپ شما بر چشم راستتان غالب است .

روش های دیگری نیز برای مشخص کردن برتری یک چشم بر چشم دیگر وجود دارد. معمولا چشم  غالب نسبت به چشم دیگر اشیا را اندکی بزرگتر میبیند.



آيا بوی افراد مختلف با هم فرق دارد ؟؟؟

سگهای پلیس میتوانند مجرمان را از روی بوی بدنشان شناسایی کنند.این نشان میدهد که هریک از ما بویی مخصوص به خود داریم .آزمایش های به عمل آمده ثابت کرده اند که حتی بوی بدن دو قلوها نیز اندکی با هم متفاوت است . سکهای تعلیم دیده میتوانند دوقلو هارا نیز از روی بویشان از  یکدیگرتشخیص دهند .          

آیا میدانید چرا هر فرد بوی خاصی دارد؟

بوی بدن ت حدودی به مایعی روغنی که از غدد مولد عرق ترشح میشود بستگی دارد .ولی بوی بدن عمدتا توسط باکتریهایی که از عرق تغذیه میکنند تولید میشود . نوزاد پس از تولد ،باکتری های بسیاری را از مادر و سایر کسانی که او را لمس  میکنند دریافت میکند . هرچه تعدا کسانی که با کودک در تماس اند بیشتر باشد ،تعداد باکتری هایی که به کودک منتقل میشود بیشتر می شود . در طول زندگی انواع بیشتری از باکتریهابه طور دایمی در سطح پوست ما ساکن میشوند . انواع باکتری ها و بو هایی که تولید میکنند در افراد مختلف متفاوت است.

به همین دلیل است که  هر شخصی بوی مخصوص  به خود را دارد .

 

چرا برخی از افراد لکنت زبان دارند ؟؟؟

 هماهنگی مغز،حنجره ،فکها ،لبها و زبان به  هنگام صحبت کردن الزامی است .این هماهنگی در شخصی که دچار لکنت زبان است ، وجود ندارد .

در نوعی ازلکنت زبان ،شخص نمی تواند یک واژه را به طور واضح بیان کند . در این حالت ،انقباض عضلات مربوط ب تکلم باعث می شود که شخص د رنخستین حرف واژه گیر کرده ،چندین بار آن را تکرار کند .

تکلم و گفتار توسط نیم کره ی چپ مغز کنترل میشود . هر نوع اختلاف یا ضایعه ای در این قسمت از مغز باعث اختلال درتکلم و لکنت زبان میشود . اختلال در کار کرد عضلات زبان ،گلو و صورت و انقباض و گرفتگی آنها نیز یکی دیگر از علل برئز لکنت زبان در 40درصد موارد،ارثی است .

لکنت زبان به ندرت قبل از سنین 4یا 5سالگی بروز می کند.

این اختلال اکثرا پس از بلوغ پدید می آید . به علاوه ،در میان مردان شایع تر از زنان است .طبق مطالعات انجام شده این اختلال در مردان 4برابر پیش تر از زنان است .

پزشکان و محققان هنوزبه علت قطعی بروز این اختلال  پی نبرده اند.با این حال لکنت زبان اغلب بایک اختلال فیزیکی  یا ناراحتی  روحی و عصبی در ارتباط است.در هر دو حالت لکنت زبان را میتوان تا حدودی با تعلیماتی خاص درمان کرد. به شخصی که دارای لکنت زبان است توصیه میشود :به آرامی و با دقت صحبت کند ودر طول گفتار به طور منظم و عمیق نفس بکشد .

درمان لکنت زبان مشکل است .پزشکان معالج باید مهارت کافی و احساس مسئولیت داشته باشند .

تاکنون هیچ دارویی برای درمان این اختلال کشف نشده است . با این وجود، اکثر موارد گفتار درمانی و روان درمانی مفید واقع میشود.

  

چرا نوزادان زياد گريه می کنند ؟؟؟

نوزادان برای برقراری ارتباط  بادیگران گریه می کنند . از آنجا که نوزاد انسان توانایی ابراز احساسات و بیان خواسته هایش را به وسیله ی واژه ها ندارد ،از طریق گریه نیاز های خود را بیان میکند .نوزادان در چند ماه اول تولد زیاد گریه میکنند . هرچه نوزاد بزرگتر میشود ، بیشتر گریه میکند . به طور معمول اشک نوزادبه جز در مواردی که واقعا ناراحت و در مانده است ، سرازیر نمیشود .

اکثرمادران میتوانند گریه هایی راکه نشان گرسنگی ،خشم یا درد اند از هم تشخیص دهند . آنها در بیشتر موارد میفهمند که نوزاد چراگریه میکند و چه می خواهد. مطالعات نشان میدهد که نوزاد مادرانی که علت گریه را تشخیص میدهند ،کمتر از سایر نوزادان گریه می کنند .

پی بردن به علت گریه ی نوزاد همیشه میسر نیست . دربرخی از موارد با اینکه نوزاد گرسنه ،خسته ،بیمار و یا ناراحت نیست ،گریه می کند .بااین حال به طورمعمول گریه نوزاد به منظور ابراز احساسات و بیان خواسته هایش صورت می گیرد .

+ نوشته شده توسط مائده قربانی در یکشنبه 1388/10/20 و ساعت 10:21 بعد از ظهر | نظر بدهید

چرا وقتی چيزي به سر يا  چشممان  برخورد می کند  نقاطی  نورانی  می بينيم  ؟؟؟

گاهی اوقات وقتی به سریاچشممان ضربه ای می خورد،نقاطی نورانی و شبیه ستاره می بینیم .درواقع این حالت زمانی پیش می آید که مغز پس از وارد شدن ضربه به سر یا چشم پیامهای عصبی مبهمی از چشمها دریافت می کند. زمانی که عصبی پیامی را منتقل میکند ،یک جریان الکتریکی ضعیف از میان آن میگذرد . بنابراین هر پیام عصبی ،یک جریان الکتریکی است . ولی معنی هر پیام عصبی  به منشا و مقصد آن بستگی دارد .

وقتی به چشممان ضربه میخورد ،فشاری که بر کره ی چشم وارد میشود سلول های عصبی را تحریک میکند  این  عصبها با قسمتی از مغز که پیامهای بینایی را دریافت میکند،در ارتباط اند . در حالت عادی این پیامها در اثر نور ایجاد میشوند ، ولی هنگام ضربه دیدن چشم ، در اثر فشار به وجود می آید .با این حال مغز ما نمی تواند تفاوت بین این دو نوع پیام را تشخیص دهد . بنابراین مغز این پیام هارانور تعبیر میکند و ما نقاطی نورانی یا ستاره مانند

می بینیم .اگر چشمتان را بندید و با آرامی با انگشتتان به گوشه ی چشمتان فشار وارد کنید ،نقطه یا ستاره ای نورانی می بینید. فشار آوردن بر روی پلک نیز همین حالت را به وجود می آورد .

 

 

آيا بدن ما ساعات درونی دارد ؟؟؟

شاید برایتان پیش آمده باشد که شب ،هنگام خوابیدن تصمیم بگیرید  در ساعاتی خاص از خواب بیدار شوید و صبح درست همان زمان بدون استفاده از زنگ ساعت از خواب برخیزید . در واقع ما تابع یک ساعت زیستی هستیم که به آن (چرخه شبانه روزی )می گویند. این چرخه برتوالی شب و روز درجهان واقعی  منطبق است .

حال این سوال مطرح میشود که اگر شخصی در شرایطی  قرار بگیرد که نتواند روز و شب را از هم تشخیص بدهد ،چرخه ی شبانه روزی او چه حالی پیدا می کند ؟

تعدادی از محققان برای پاسخ دادن به این سوال به مدت چندین ماه در غاری زیرزمینی که به هیج وجه نور خورشید وارد آن نمی شد،زندگی کردند.آنها از نور های مصنوعی استفاده میکردند و هیچ وسیله ای برای اندازه گیری زمان نداشتند.

این محققان با استفاده از تلفن  به طور مکررباسطح زمین ارتباط برقرار میکردند

و زمان بیدار شدن ، غذاخوردن و خوابیدنشان را گزارش میدادند.

در آزمایشی دیگر چند نفر در خانه ای زیرزمینی  که نور خورشید به هیچ وجه نمی توانست وارد آن شود ،زندگی  کردند . آنها نیز به طور منظم زمان خواب و بیداریشان را گزارش می دادند .

اکثر کسانی که در آزمایش ها شرکت کرده بودند ، به موقع میخوابیدن و بیدار می شدند.فقط در تعداداندکی از آنها برنامه خواب و بیداری نا منظم شده بود .

از این آزمایش ها می توتان نتیجه گرفت که بدن ما دارای ساعتی درونی است . البته این ساعت ،یک ساعت حقیقی نیست . در واقع بد ما به طور ناخود آگاه به زمان منظم انجام  تمام اعمال یا حتی هر نوع زمان تعیین شده در مغز واکنش نشان می دهد . وقتی بدن عادت میکند که در زمانی مشخص نسبت به عملی خاص واکنش نشان دهد  یا نسبت به زمانی از پیش تعیین شده در مغز حساس می شود ، به طور نا خود آگاه ، اعمالمورد نظر را در زمان تعیین شده انجام می دهد .

دانشمندان و محقان همچنان در حال مطالعه وبررسی این موضوع اند و امیدوارند روزی بتوانند به تمام سوالاتی که در این زمینه مطرح میشود ،پاسخ دهند.

انسان چکونه حافظه ی خود را از دست می دهد ؟؟؟؟

برخی از مردم در اثر حوادث مختف از جمله تصادف یا شوک حاصل از شنیدن یک خبر بد دچار فراموشی میشوند.در این حالت ،فرد گذشته ی خود را فراموش می کند و حتی دوستان و خویشاوندان نزدیکش را نیز نمیشناسد.برخی از این اقراد حتی نام خود را هم فراموش میکنند. به این حالت (فراموشی)میگویند.

فراموشی در اثر عوامل مختلفی ایجاد میشود . برخی از این عوامل عبارت اند از :جراحات سنگین،شوک،ضربه ی مغزی ،خستگی مفرط،اثرات سوءدارویی،جراحی مغز،بیماریهای روانی ،سن زیاد و زیاده روی  در نوشیدن مشروبات اللی .عامل ایجادفراموشی هر چه که باشد اثر آن بر روی مغز یکسان است .یادگیری شامل انباشته کردن اطلاعاتی در دستگاه عصبی است که به هنگام لزوم از آنها استفاده میشود. در واقع جایی از مغز برای نگهداری و یادآوری آنچه که یاد میگیریم ،اختصاص یافته است.به این محل اصطلاحا (حافظه)میگویند.

  حافظه دارای سه سطح است که عبارت انداز:

1)حافظه فوری

2)حافظه کوتاه مدت

3)حافظه دراز مدت

اطلاعاتی که وارد حافظه فوری میشوند همراه با تمامی جزئیات اند.این اطلاعات در حافظه فوری فقط چند دهم ثانیه نگهدری میشوند.اگر آنها در طول این مدت کوتاه انتخاب نشوند و به حافظه ی موقت انتقال نیابد به فراموشی سپرده میشوند.حافظه ی کوتاه مدت مسئول یاد آوری چیزها برای مدتی کوتاه ،در حدود چند ثانیه است.برلای آنکه چیزی برای همیشه در ذهنمان بماند باید                      از حافظه کوتاه مدت به حافظه دراز مدت منتقل شود.

برای این کار مفز باید آن ررا بار ها مرور کند و در جایی مرتبط با مواد مشابه جای دهد . ظرفیت حافظه دراز مدت نا محدود است . این حافظه به م این امکان را میدهد که آنچه را که سالها پیش اتفاق افتاده است ،به خاطر بیاوریم .

کسی که دچار فراموشی میشود نمیتواند رویداد های قبل از فراموشی را به یاد بیاورد .این حالت ممکن است هفته ها،ماهها وحتی سالها به طول بینجامد .

فراموشی در برخی از بیماران تا آخرعمرباقی میماند . وقتی حافظه فردی که دچار فراموشی شده است باز میگردد، او میتواند تمام چیزهای فراموش شده را مجددا به خاطرآورد .ولی چنین شخصی نمیتواند آنچه را که در طول فراموشی رخ داده است به یاد بیاورد.

 

ما چگونه چيزي را به ياد می آوريم ؟

حافظه،توانایی در دسترس  نگه داشتن اطلاعات برای استفاده مجدد است . عملکرد حافظه را میتوان به 

  چهارمرحله تقسیم کرد:

1)یادگیری  2)یادسپاری  3)فراموشی 4)بازیابی

یادگیری :انباشتن اولیه ی اطلاعات در دستگاه عصبی.به دردسترس نگه داشتن اطلاعات جدید ، یادسپاری و

از یاد بردن تدریجی آنها ،فراموشی کفته میشود .

کاربرد و استفاده از اطلاعات ذخیره شده نیز باز یابینام دارد .نظریه های       مختلفی       برای        توضیح

چگونگی به یاد سپاری و یاد آوری رویدادها وجودداردطبق ذیکی از این نظریه ها ، جایی  از مغز برای نگه

داری و یا د گیری آنچه کهیاد گرفته شده ،  اختصاصیافته است . وقتی ما چیزی را یاد  میگیریم  یا    تجربه

 میکنیم،تغییراتی  در عصبهایمان  به  وجو د    می آید.این تغییرات باعث انتقال پیامی معین به مغز و  ثبت آن

در مغزمی شوند.عده ی دیگری ازمحققان معتقدند   که عمل یادگیری باعث ایجادتغییراتی پایدار درمغز میشود 

که به عنوان حافظه در مغزباقی میماند.برخی از زیست شناسان ماده rna  رامسئول ثبت رویدادها در مغز

 میداند. مقدارrna موجوددر مغز از سنین 40سالگی مرتبا در حال افزایش است . در طول این سالها    حافظه انسان قویتر میشود . از سنین 40 الی 55 سالگی یا 60  سالگی مقدارrna تقریبا ثابت است به همین جهت حاقظه یزدرطول این مدت تقریبا ثابت می ماند.پس از 60 سالگی ،مقدار rna به تدریج کاهش میابد و حافظه نیز رفته رفته ضعیفتر میشود .

موثرترین راه یاد آوری یک چیز ،تکرار آن به دفعات زیاد است .علاقه و انگیزه نیز نقش مهمی در به خاطرسپاری دارد. به یادسپاری موضوعات خسته کننده و مشکل بسیار سخت تر از چیزهایی است که به آن علاقه مندیم و آن را به آسانی درک میکنیم

 

 نویسنده:مهران و متین

چرا پوست چروک می شود ؟؟؟؟

پوست پوشش خارجی بدن است و اعضای زیرین را در بر میگیرد . به علاوه ،نسبت به گرما،سرما و دردحساس است. پوست نخستین منطقه ی دفاعی بدن در برابر باکتری ها و عوامل بیماریزا محسوب میشود .دمای بدن نیز به وسیله ی پوست کنترل و تنظیم میشود .پوست بدن انسان درنقاطی مثل پاشنه پاکه بیشتر در تماس با اجسام اند و بیشتر ساییده میشوند و مورد استفاده قرار میگیرند ،ذخیم و سفت میشود.پوست سایر نواحی بدن ،به خصوص اطراف چشم نازک است.وزن پوست یک انسان بالغ حدودسه کیلو گرم است و7/1متر مربع از سطح بدن را پوشانده است . هرچه انسان پیر تر میشود ،ماهیچه های زیر پوست ضغیفتر میشوند.در نتیجه پوست ،سست و شل میشود و چروک میخورد. پوست بدن یک انسان معمولی و سالم و قبل از 50 سالگی دچار چین و چروک نمیشود .

قرار گرفتن در معرض نور خورشید  نیز می تواند موجب چروک شدن پوست شود.اشعه ماورای بنفش خورشید

چربی زیر پوست راکه مسئول نرم نگهداشتن پوست است  خشک میکند .افرادی که رژیم های  غذایی سخت میگیرند ،پس از آنکه مقدار زیادی از وزن خود را از دست می دهند،متوجه چین و.چروک هایی در پوستشان میشوند.در این حالت ،سلولهای چربی زیر پوست جذب شده و به مصرف می رسند. درنتیجه پوست جمع میشودو چین و چروک بر میدارد.   



چرک چکونه به وجود می آيد ؟؟؟؟

چرک مایع سفیدی است که از برخی زخمها ترشح میشود . در واقع چرک  مخلوطی از گلبولهای سفید مرده و میکروبهای نابود شده است . گلبولهای سفید با جریان خون به قسمتهای بدن میروند . این گلبولها همواره اماده مبارزه با میکروبها و سایر عوامل بیماریزا و عفونی اند. گلبولهای  سفید خاصیت بیگانه خواری دارند . آنها در صورت برخورد با باکتری ها و سایر عوامل بیماریزا انها را به درون خود می کشندو از بین  میبرند.

وقتی زخم یا شکافتی در پوست به وجودمی آید ،میکروبها در آن محل تجمع میکنن. گلبولهای سفید برای نابود کردن این میکروبها و جلو گیری از ورود آنه به بدن،از خون خارج میشوند و خود را به محل بریدگی میرسانند. در طول این جریان ،بسیاری از آنها می میرند و از ترشحات و لاشه آنها مایع سفیدی به وجود می اید که همان چرک است . اگر پزشک متوجه شود که گلبولهای سفید خون به تنهایی نمی توانند عفونت و میکروبها را از بین ببرند ،آنتی بیئتیک تجویز میکند تا زخم سریع تر بهبود یابد .


چه چيز باعث جوش زدن میشود؟؟؟                                                             

پوست ،خارجی ترین پوشش بدن ماست . پوست بدن از دو لایه تشکیل شده است . لایه ی خارجی پوست ،(بشره ) نام دارد و حاوی رنگدانه هایی ب نام (ملانین )است .ملانینها رنگ پست را تعیین  میکند . جلد حاوی اعصاب  ،  رگهای خونی ،غدد مولد عرق ، ریشه مو و غدد مولد چربی است . غدد ممولد چربی با ترشح چربی از خشک  شدن پوست جلو گیری میکنند. غدد مولد چربی منافذ ریزی دارند که چربی از میان آنها خود را به سطح پوست میرساند .گاهی اوقات این منافذ  به علل مختلف از جمله گرد و خاک موجود در هوا ،مواد زاید و سلولهای مرده پوست بسته میشوند ،در نتیجه راه خروج چربی مسدود میشود. تجمع باکتری ها در این محل ؟،کم کم باعث عفونی شدن ،ورم کردن و قرمز شدن آن میشود.در این حالت ،جوش به وجود می آید .برخی از بیماریهای پوستی ،غذاهای چرب و سرخ شده و بیماریهای  خاص ممکن است باعث ایجاد جوش شوند. برای درمان جوشها بهتر است به پزشک متخصص پوست  مراجعه کنبم. جوشها را نباید فشار داد ،زیرا جایشان در صورت باقی میماند .

برای جلو گیری از جوش زدن رعایت نکات زیر مفید است :

همیشه پوست صورتتان را تمیز نگه دارید و هرروز ان را با آب و صابون بشویید .به اندازه ی کافی ورزش و استراحت کنبد . از خوردن  غذاهای سرخ شده بپرهیزید و از سبزیهای تازه میوه و شیر استفاده کنید .


                    چرا جغدها شبها بهتر از روزها میبینند؟؟

جغد پرنده ای شکاری است که سری بزرگ ، منقاری کوتاه ف چشمانی درشت ، بالهایی پهن و چنگالهایی تیز دارد. حدود 130 نوع جغد در سراسر جهان یافت می شود . قدرت جانوری این جانوران شبها بهتر از روزها عمل می کند. آنها شبها فعال اند و پس از تاریکی هوا به شکهرمی روند . به این ترتیب جغد ها را می توان جزو پرندگان شب پرواز دسته بندی کرد .

آیا می دانید چرا این جانوران شبها خوب و واضح می بینند ؟ برای پاسخ دادن به این سوال ، لازم است اندکی با نحوه ی عملکرد حس بینایی آشنا شویم .

عدسی چشم از اشیایی که به آنها نگاه می کنیم ، تصویری کوچک و معکوس بر روی قسمتی از پرده ی حساس

عقب چشم تشکیل می دهد . این پرده « شبکیه » نام دارد . اعصاب بینایی خبر تشکیل تصویر را از شبکیه به مغز می فرستند . مغز این خبر را تعبیر می کند ؛ در نتیجه ما اشیا را چنان که هستند می بینیم .

چشمان جغد چهار ویژگی خاص دارد که باعث می شود قدرت دید این پرنده شبها بهتر از روز عمل کند . نخستین ویزگی این است که فاصله ی بین عدسی و شبکیه در چشم جغد بیش از چ

شم انسان است . به همین دلیل اندازه ی تصویری که بر روی شبکیه ی چشم جغد تشکیل می شود بزرگتر است . ویژگی دوم به تعداد سلولهای گیرنده ی استوانه ای شکل چشمان جغد مربوط است . تعداد این سلولها بیشتر از سلولهای گیرنده ی مخروطی شکل است .حساسیت سلولهای مخروطی کم است . این سلولها تنها در نور زیاد تحریک می شوند . ولی سلولهای استوانه ای حساسیت بیشتری دارند و در نور کم نیز فعالیت می کنند. تعداد سلولهای استوانه ای در چشمان جغد حدود ده برابر انسان است . به همین دلیل جغد در شب خیلی واضحتر و بهتر از انسان می بیند . ویژگی سوم ، وجود یک ماده ی پروتئینی قرمز رنگ در چشم جغد است . این ماده نسبت به نور ، حساس است . آخرین ویژگی این است که مردمک چشمان این پرنده می تواند تا حدود زیادی باز شود . به این ترنیب حتی جزئی ترین نور موجود در محیط نیز وارد چشم جغد می شود . جغدها با داشتن این چهار ویژگی شبها بهتر و واضحتر می بینند . جالب است بدانید که جغدها می توانند سرشان را 180 درجه بچرخانند . به این ترتیب این پرندگان می توانند پشت سرشان را هم بینند .

  

   چرا چشمان برخی از جانوران شبها می درخشد ؟؟

آیا تا به حال به گربه ای که در تاریکی نشسته است توجه کرده اید ؟ با وجود اینکه بدن گربه دیده نمی شود ، ولی چشمانش در تاریکی می درخشد . چشمن ببر ، پلنگ ، شیر و بسیاری از جانواران دیگر نیز مانند چشمان گربه در تاریکی می درخشند .

چشمان این گونه از جانوران دارای لایه ای نازک از یک ماده ی بلوری و شفاف است . این ماده ، نور را منعکس می کند و انعکاس نور موجب درخشیدن چشمان جانور می شود. به هنگام شب ، حتی جزئی ترین نوری که به چشمان این جانوران می تابد نیز منعکس می شود . چشم اکثر جانوران ، این لایه ی شفاف را ندارد ؛ به همین دلیل در تاریکی نمی درخشد .

چشمهای جانوران در تاریکی به رنگهای متفاوتی می درخشد . این تفاوت به دلیل اختلاف در تعداد رگهای خونی موجود در چشم آنان است . اگر تعداد رگهای خونی زیاد باشد، چشم به رنگ قرمز می درخشد . ولی اگر تعداد رگهای خونی زیاد  باشد ، چشم به رنگ قرمز می درخشد . ولی اگر تعداد رگهای خونی کم باشد ، درخشش چشمها به رنگ سفید یا زرد روشن است .

 

  خیزران درخت است یا علف ؟؟؟

 خیزران یا نی ، نوعی علف است . ارتفاع ساقه های این گیاه به 35 متر می رسد و ضخامت آن به حدود 30 سانتی متر میرسد . خیزران دارای انواع مختلفی است . تقریبا 600گونه خیزران وجود دارد . این گیاه می تواند 40 سانتی متر در روز رشد کند .

خیزران ها فقط یک بار گل می دهند و پس از آن میمیرند . برخی از این گیاهان در 30 سالگی و برخی دیگر در صد سالگی گل می دهند . خیزرانهای جدیدازدانه هایی که پس از گل دادن به وجود می آیند ، می روید . از

 ساقه ی خیزران استفادها ی بسیاری می شود . از آن برای ساختن قایق ،خانه ، پل ، لوله های آبیاری ، انواع ظروف ،چوب ماهیگیری و آلات موسیقی استفاده می کنند . جوانه ی خیزران نیز قابل خوردن است و به عنوان سبزی ، پخته و مصرف می شود .

خیزران در آسیای جنوب شرقی ، هندوستان و جزایر آرام به وفور یافت می شود .

 

 

 صدف چگونه ساخته می شود ؟؟؟

حتما بارها متوجه گوش ماهی های ریز و درشت در ساحل دریا و رودخانه شده اید . برخی از گوش ماهی ها به اندازه ای ریزند که برای دیدنشان باید از ذره بین استفاده کرد . در مقابل ، اندازه ی برخی دیگر ممکن است به 120 سانتی متر برسد .

آیا می دانید این گوش ماهی ها چگونه ساخته می شوند ؟ در واقع گوش ماهی ، صدفی است که توسط برخی از موجودات آبزی ساخته می شود . به این موجودات ، نرم تن می گویند .

دانشمندان بیش از 60 هزار نوع نرم تن را مطالعه و شناسایی کرده اند . هر چه نرم تن بزرگتر شود ، جسم خارجی آ ن نیزبزرگتر و سخت تر می شود . جنس صدف ها از کربنات کلسیم ( آهک ) است . نرم تن آهک مورد نیاز برای ساختن صدف را از آب دریا به دست می آورد . صدف پس از مرگ نرو تن در آب شناور می شود و به سطح آب می آید .

هر صدف دارای سه لایه است . سطح داخلی یا لایه اول ، از قشری صاف و مروارید مانند پوشیده شده است . لایه ی دوم ، حالتی متبلور دارد و از جنس کربنات کلسیم است . لایه ی خارجی یا لایه ی سوم ، بسیار شاخی و نازک است و می توان آن رااز روی صدف جدا کرد . این لایه ، لوله هایی را می سازد که دو نیمه ی صدف را به هم مرتبط می کنند .

در زمانهای قدیم مردم از صدف نرم تنان به عنوان سکه استفاده می کردند . صدفهای ریز و رنگارنگ نیز برای ساختن گردنبند مورد استفاده قرار می کرفتند . امروز از آنها به عنوان وسایل تزیینی در منازل استفاده می شود.

برخی از انواع دکمه ها را با استفاده از صدفهای کوچک می سازند .    

 

 چرا حیوانات نمی توانند مانند انسان حرف بزنند ؟؟؟

در میان تمام موجودات زنده ، انسان تنها موجودی است که می تواند از طریق سخن گفتن با همنوعانش ارتباط برقرار کند . توانایی تکلم در انسان به خاطر داشتن نیمکره های تکامل یافته تر مخ است . مغز سایر جانوران به اندازه ی مغز سایر انسان تکامل پیدا نکرده است ، به همین دلیل آنها نمی توانند از طریق سخن گفتن احساسات خود را بیان کنند .

جانوران نیز مثل ما شادی ، غم ، ترس، محبت ، گرسنگی ، تشنگی ، دوستی ، دشمنی و...را احساس می کنند . درست است که جانوران نمی توانند سخن بگویند ، ولی آنها نیز روشهای خاصی برای نشان دادن احساس و بر قراری ارتباط با یکدیگر دارند . آنها این کار را با تولید برخی صداها و نشان دادن رفتارهایی خاص انجام می دهند . چنین صدا ها یا رفتار هایی ممکن است برای ما غیر فابل فهم و نا آشنا باشد . نهنگها برای برقراری ارتباط با یکدیگر ، صداهای ویژهای تولید می کنند . سگها خشمشان را با پارس کردن و دوستی و محبتشان  رابا تکان دادن دم نشان می دهند . آواز یک پرنده ی نر می تواند نوعی خوش آمد گویی به پرنده  ماده و هشدار به پرندگان نر دیگر باشد . میمونها برای ابراز خشم ، صداهایی جیغ مانند تولید می کنند .

 

 

 بزرگترین و کوچکترین گل جهان کدام است ؟؟؟

 در طبیعت انواع مختلف از گلها به رنگهای گوناگون یافت می شود . برخی از آنها ظاهری زیبا و فریبنده دارتد و ما را به سوی خود جلب می کنند . برخی نیز به شکل حشره یا مارمولک اند .

اکثر گلها معطر اند. گلها علاوه بر ظاهر زیبایشان وظیفه ی تولید مثل را در گیاهبر عهده دارند . عمل گرده افشانی در گلها موجب تولید موه و در نتیجه دانه می شود .

 آیا می دانید در میان انواع بی شمار گلها کدام یگ بزرگترین و کدام یک کوچک ترین گل به شمار می رود ؟

(رافلزیا) بزرگترین گل د رجهان است . این گل را می توان در جنگل سو ماترایافت . پهنای گل رافلزیا به 91 سانتی متر و وزن آن به حدود هفت گیلو گرم می رسد . عمر این گل پنج الی هفت روز و رنگ آن قرمز یا نارنجی تیره است . این گل دارای بوی بسیار ناخوشایندی است بوی ناخوشایند این گل موجب جلب مگس ها به سوی آن می شود .به این ترتیب عمل گرده افشانی به وسیله ی مکسها انجام می گیرد . رافلزیا نوعی گیاه انگل است و از شیره ی درتان تغذیه می کند . این گیاه هیچ برگی ندارد .

بزرگترین گل داوودی به ثبت رسیده ی جهان توسط ( فرانسیس سانتینی ) پرورش داده شده است . این بوته گل عظیم 5/2 ارتفاع و 4041 گل داشت .

کوچکترین گل جهان متعلق به نوعی گیاه آبزی به نام ( ولفیا ) است . پهنای گل های این گیاه فقط    13 0/میلی متر و طول آنها 6 /0 میلی متر است .

 

 کدام جانور دارای سه چشم است ؟؟؟ 

 

نوعی مامولک عجیب و بزرگ به نام ( اسفنودون ) سه چشم دارد . اسفنودون تنها جانور در میان خزندکان است که جزو گروه ( رنکوسفالها ) طبقه بندی می شود . این جانور فسیلی زنده و باارزش محسوب می شود ؛ زیرا از دایناسور ها باقی مانده است . اسفنودونها فقط در چند جزیره در اطراف زلاندنو زندگی می کنند . وزن اسفنودون نر بالغ حدود یک کیلو گرم و وزن ماده ها نصف وزن نرها همسنشان است . یکی از ویژگی های غیر عادی و جالب توجه اسفنودون این است که این جانور سه چشم دارد . چشم سوم آن توسط پوست و پولکهای نازک و کوچک پوشانده شده است . هنگامی که جانورمدتی طولانی در معرض تابش نور خورشید قرار می گیرد ، چشم سوم آن تحریک می شود و اسفنودون برای حفاظت از گرما برای خود پناهگاهی می یابد .

اسفنودون شبها فعال است . این جانور معمولا درون سوراخها و حفره ها زندگی و از حشرات  و جانوران  کوچکی مثل قورباغه و موش و همچنین تخم پرندگان تغذیه می کند .

حداکثر عمر اسفنودونها77سال است ؛ ولی برخی از آنها ممکن است تا صد سال زنده بمانند . اسفنودون ماده به هنگام بهار کمی دورتر از لانه اش هشت الی 15 تخم می گذارد . نوزادان ، تابستان بعد از تخم بیرون می آیند . این بدین عنی است که بیرون آمدن نوزادان از تخم حدود یک سال به طول می انحامد .

اسفنودون خزنده ی نادری است و نسل آن در حال انقراض است . ان جانور در اسارت حداکثر 50 سال زنده می ماند . در حال حاظر دولت زلاندنو می کوشد تا از انقراض نسل اسفنودون جلوگیری کند .

 

 کدام جانور می تواند با چشمان بسته ببیند؟؟؟

حدوددو هزار گونه مارمولک در سراسر جهان شناسایی شده است که آتاب پرست ، (ایگوانا)،( اژدهای کومودو ) و( اسکینک ) از آن جمله اند . اسکینک ها در تمام مناطق گرمسی یافت می شوند ؛ ولی در آفریقا ، هند شرقی و استرالیا فرانتر از سایر نقاط اند . حدود 700 گونه اسکینک وجود دارد . اسکینها جانورانی خجول و گوشه کیرند ؛ بنابراین مردم به ندرت متوجه آنها می شوند . اسکینها پاهایی بسیار کوچک و لاغر ، پوستی صاف و سری کوچک دارند . آنها می توانند روی سطوح ناهموار بخزند . ویژگی بسیار عجیب اسکینکها این است که آنها ممی توانند با چشمان بسته ببینند. این جانوران چشما نشان را به هنگام جست و جو یا خوردن حشرات می بندند . اسکینکها پلکهای شفافی دارند و به همین دلیل می توانند با چشمان بسته نیز محیط اطراف خود را ببینند .

ویژگی دیگر اسکینکها این است که آنها می توانند به هنگام حرکت در میان خاک خود را منقبض کنند و کوچک شوند . پاهای برخی از اسکینکها در مقایسه با اندازه ی بدنشان به طور مضحکی کوچک است . پاهای برخی به قدری کوچک است که اصلا دیده نمی شود . برخی از اسکینکها تخمگذارند . برخی از آنها تخم هایشان را تا هنگام خروج نوزادان از تخم در بدنشان نگه می دارند . طول بدن این جانوران به 40 سانتی متر می رسد که نیمی از آن دم است . اسکینک استرالیایی در دم خود چربی ذخیره می کند و هر دو انتهای بدنش یکسان به نظر می آیند . این جانوران از میوه ها ، حشرات و جانوران کوچک تغذیه می کنند .

حال این سوال مطرح می شود که چرا اسکینکها چشمانشان را می بندند ؟ هنگامی که این جانور درمیان گرد و خاک حرکت می کند ، خاک می تواند وارد چشمانش شود . بناراین اسکینک برای محافظت از چشمانش آنها را می بندد.

 

 کدام ماهی حشرات را در آب با شلیک آب در هوا شکار می کند؟؟؟

بیش از 30 هزار کونه ماهی در جهان وجود دارد . هر یک از گونه های مختلف ماهی به روش مخصوص خود تغذیه می کنند . ماهی تیراندازبرای شکار حشرات از روش  جالبی استفاده می کند . این ماهی ، زیر شاخ و برگ موجود در سطح آب پنهان می شود و می شود و منتظر می ماند . هنگامی که حشره ای روی گیاهان شناور در آب می نشیند و یا بالای سطح آب پرواز می کند ، ماهی تیرانداز آب داخل دهانش را با فشار به سوی حشری پرتاب می کند . حشره د راثر این ضربه داخل آب می افتد و ماهی تیرانداز فوری آن را می بلعد . ماهی تیرانداز می تواند طعمه خود را از فاصله حدود 120 سانتی متر ی هدف قرار دهد .

ماهی تیرانداز را به دلیل روش خاصی که از آن بزای شکار استفاده می کند چنین نامگذاری کردهاند . ماهیهای تیرانداز در آبهای شیرین زندگی می کنند . این ماهی ها را د هندوستان و اندونزی می توان یافت . ماهیهای تیر انداز د رآب شور دریاها نیز می توانند زندگی کنند . طول بدن آنها به 18 سانتی نتر می رسد . تاکنون پنج نوع از این ماهیها شناسایی شده است که همگی از حشرات تغذیه می کنند .

 

آیا ماهی می تواند بشنود؟؟؟

 ما صدای ماهیها را نمی شنویم . ولی آنها می توانند صدای ما را بشنوند . ماهیها حس شنوایی خوبی دارند . آنها دارای یک جفت گوش اند . گوش انسان دارای سه قسمت است که عبارت اند از :گوش خارجی ، گوش میانی و گوش داخلی . ولی ماهیها فقط گوش داخلی دارند . در هر طرف سر ماهی سوراخهای ریزی وجود دارد که به گوش منتهی می شوند . از آنجا که ماهی گوش خارجی ندارد تا صدا ها را جمع آوری و هدایت کند ،کارایی  گوشهایش به اندازه ی کارایی گوش انسان نیست . ولی ماهیها برای جمع آوری ارتعاشات اصوات در آب روشهای منحصر به خودرادارند .

ماهیها دارای اندام حسی خاصی اند که به آن (خط جانبی ) می گویند . این اندام با حس شنوایی رابطه نزدیکی دارد . خط جانبی عبارت است از یک ردیف پولکهای گود افتاده که در ردیف طرفین بدن ماهی قرار دارند . فرو رفتگی این پولکها به لوله ای منتهی می شود که از سر تا دم ماهی امتداد یافته است . گیرنده های  حسی که در داخل این لوله واقع اند ، می توانند ارتعاشات ضعیف را در آب حس کنند . این اندام حسی به ماهی امکان می دهد تا از تمامی آنچه که در اطرافش رخ می دهد ، آگاه شود . به این ترتیب ماهی می تواند جنبش یگ مگس در سطح آب یا ارتعاشات ناشی از حرکت یک ماهی دیگر را حس کند .

 

آیا ماهی ها دارای حس بویایی هستند ؟؟؟

ماهی ها همانند سایر جانوران حس بویایی دارند و دارای حفره ی بینی اند . در واقع می توان گفت که حس بویایی ، قویترین حس ماهی است .

ماهی دو جفت حفره ی بینی دارد . هر حفره ی بینی دارای دو منفذ است . یکی از منافذ در جلو و منفذ دیگر درست  پشت آن قرار دارد . این دو منفذ توسط یک دریچه کوچک از هم جدا می شوند . البته محل قرار گرفتن و موقعیت حفرات بینی ممکن است در گونه های مختلف ماهی متفاوت باشد . جریان آب از منفذ جلویی وارد بینی ماهی شده ، از میان منفذ عقبی خارج می شود . به محض ورود آب به حفرات بینی ، سلولهای حسی تحریک می شوند و ماهی می تواند بو را احساس کند . حس بویایی اکثر ماهیها بسیار قوی است . این ماهی ها می توانند ضعیف ترین بوها را نیز حس کنند . ماهیها نسبت به موادی که در آب حل می شوند ، حساس اند . آنها می توانند به کمک اندام های بویایی خود محل غذارا در آب بیابند . ماهی ها مسیرشان را نیز با استفاده از حس بویایی پیدا می کنند . ماهی می توانند به کمک حس بویایی خود آب دو نهر را از هم تشخیص بدهد. آزمایش نشان داده است که ماهی آزاد زادگاه خود را با استفاده از حس بویایی بسیار قویش می یابد . در یک آزمایش تعداد زیادی از ماهی های ازاد را از نهر محل زندگیشان دور کردند . سوراخ بینی نیمی از این ماهی ها پوشانده شده بود . پس از مدتی، ماهیهایی که سوراخ بینیشان پوشانده شده بود ، مسیرشان را گم کردند ، ولی نیم دیگر که می توانستند ازحس بویایی خود استفاده کنند ، راه بازگشت به خانه را یا فتند .

 

 از چشمان کدام مارمولک خون بیرون می جهد ؟؟؟ 

مارمولک ها جزو خزندگان طبقه بندی می شوند و اغلب در نقاط گرمسیر زندگی می کنند . بدن این جانوران از پولکهای  شاخی پوشیده شده است . این پولکها جانور را از صدمات فیزیکی مصون نگاه می دارند . مارمولکها دمی بلند دارند . حدود سه هزار نوع مارمولک در سراسر جهان یافت می شود . مارمولک شاخدار یکی از انواع مارمولکها ست . این نوع مارمولک در مکزیک و آمریکای شمالی زندگی می کند . در برخی از موارد  دیده شده است که از چشمان مارمولک شاخدار خون فوران می کند . دانشمندان  نظریه های متعددی راجع به این کار عجیب مارمولک شاخدار ارائه داده اند . البته مارمولک ها شاخدار به ندرت این کار را انجام می دهند ، با این حال ، سوالی که پیش می آید این است که چرا چنین عمل عجیبی از آنها سر می زند ؟

مارمولک شاخدار می تواند در شرایط خاص ، فشار خونی را که در سرش جریان دارد ، افزایش بدهد . در این حالت ، جدار نازک رگهای خونی موجود در چشم جانور پاره می شوند و قطرات خون تا فاصله چندین سانتی متری بیرون می جهند . جانورشناسان معتقدند که مارمولک شاخدار از این کار به عنوان نوعی وسیله تدافعی استفاده می کند . خونی که به این ترتیب روی چشمان مهاجم می ریزد ، موجب گیج شدن آن می شود . در این فاصله ، مارمولک از فرصت استفاده می کند و می گریزد .

حدود 14 نوع مارمولک شاخدار وجود دارد . روی سر این نوع جانور چندین زائده شاخ مانند به چشم می خورد. طول بدن مارمولک های شاخدار بین هشت الی 13 سانتی متر متغیر است . مارمولک های شاخدار معمولا در مناطق بیابانی یا نیمه بیابانی یافت می شوند . آنها از حشرات ، بخصوص مورچه ها تغذیه می کنند .

 

  چرا نسل دودوها منقرض شد ؟؟؟

 

(دودو) پرنده ای است که نسل آن در اواخرقرن هفدهم میلادی منقرض شد . این پرتده در جزیره ی کوچکی به نام (جزیره ی موریس )، واقع در اقیانوس هند زندگی می کرد . دودوبالهایی کوتاه داشت که نمی توانست پرواز کند .

پرتغالی ها در سال 1507 میلادی جزیره ی موریس را کشف کردند . آنها این پرنده را به خاطر حالت گیج و دستپاچه ای که داشت دودو نامیدند . دودودر زبان پرتغالی به معنای احمق و گیج است . دودو ها هنگام مواجهه با خطر گیج و دستپاچه می شدند . آنها قبل از ورود انسان و حیوانات دست آموزی مثل سگ و گربه هیچ دشمنی نداشتند و د زادگاه خود در آرامش به سر می بردند . در واقع آنها پرندگان بزرگی بودند که قدرت مقابله با خطر را نداشتند . پاهای کوچک دودو توانایی نگهداری وزن زیاد بدنش را نداشت و بالهای کوتاه و کلفتش نیز امکان پرواز را از آن گرفته بود . د رواقع دلیل اصلی دستپاچگی این پرنده به هنگام مواجه شدن با خطر نیز همین بود .

دریانوردانی که وارد جزیره ی موریس می شدند ، دودوها را به خاطر گوشت لذیذشان شکار می کرردند . سگها و گربه هایی که با کشتی وارد جزیره شده بودند نیز تخمها و جوجه های این پرنده را می خوردند . به همین جهت نسل دودوها در اواخر قرن 17 میلادی منقرض شد . جزیره ی موریس تنها مکان شناخته شده در جهان است که دودوها در آن می زیستند .

    آخی ... من که خیلی ناراحت شدم ، آخه خیلی بانمک بودن ....

   اگه میشد حتما عکسشو براتون میزاشتم ....

 چه چیز بلبل را از سایر پرندگان متمایز ساخت ؟؟؟

در مبان تمام پرندگان ، بلبل خوش آواز ترین پرنده است . بلبلها در تمام فصول سال ، هم در شب و هم در روز آواز می خوانند . ولی وجود سر و صدار در طول روز و همچنین صدای آواز سایر پرندگان باعث می شود که آواز سایر پرندگان باعث می شود که آواز بلبل بیشتر شبها به گوش برسد . بلبل پرنده ای مهاجر است و با تغییر فصول مهاجرت می کند .

جالب است بدانید که فقط بلبلهای نر آواز می خوانند . آنها این کار را برای جلب توجه بلبلهای ماده و بیرون کشیدن آنها از میان بوته ها و درختان مجاور انجام می دهند . بلبل نر تا زمانی که بلبل ماده روی تخمها می خوابد ، به آواز خواندن ادامه می دهد . پس از بیرون آمدن از تخم  بلبل نر دیگر آواز نمی خواند تا توجه دشمنان را جلب نکند . در این زمان ، بلبل نر وظیفه ی نگهبانی دادن را برعهده می گیرد . او با نتهای کوتاه به جفت خود می فهماند که همه چیز روبا راه است و یاخطر در حال نزدیک شدن به آنهاست بلبلهای نر و ماده شباهت زیاده به هم دارند . آنها به رنگ قهوه ای مایل به قرمزند و زیر سینه و بدنشان سفید و خاکستری است .

بلبلها معمولا لانه هایشان را در نزدیکی و یا روی زمین می ساند . لانه ها از شاخ و برگ درختان ساخته می شوند . بلبل ماده هر بار چهار الی شش تخم به رنگ زیتونی تیره می گذارد .

 

                                                                          نازی چه پفی کرده ...

 چرا حشرات به سوی نور جلب می شوند ؟؟؟

حتما بارها حشراتی را که به دور یک لامپ یا منبع روشنایی گرد آمده اند دیده اید . نکته ی جالب توجه در این رابطه این است که فقط حشرات نر به سوی نور جلب می شوند . به علاوه حشرات به یک میزان نسبت به نور حساسیت نشان نمی دند .

جمع شدن حشرات در اطراف منبع نور از زمان ارسطو توجه محققین و دانشمندان را به خود جلب کرده است . این پدیده در اواخر قرن نوزدهم میلادی نوزدهم میلادی توسط ( اس . دبلیو . فراست ) از دانشگاه پنسیلوانیای ایالات متحده ی آمریکا مورد بررسی دقیق قرار گرفت . بعد ها یک حشره شناس فرانسوی به نام (جی.اچ.فابره ) با استفاده از تحیقات گسترده ی فراست توانست به نتایج جالب توجهی دست یابد .

طبق نظریه ای که فابره ارائه داد، تشعشعات خاصی از منبع نور خارج می شوند ،حشرات را به سوی آن جلب میکنند . آزمایشهای دقیقی که امروزه صورت گرته ، این نظریه را ثابت کرده است . در واقع پرتوهای باریک مادون قرمزی که از منبع نور ساطع می شود ، حشرات را به سوی خود جلب می کند . این مطالعات روی شب پره ها صورت گرفته است .

در بدن شب پره های ماده غدهای وجود دارد که هورمونی به نام ( فرومون ) ترشح میکند . این ماده ی شیمیایی مقداری تشعشعات اون قرمزاز خود ساطع می کند که در هوا پخش می شوند . شب پره ی نر از فواصل دور این تشعشعات را تشخیص می دهد و به سوی حشره ی ماده جلب می شود . برخی از شب پره ها تشعشعات حاصل از منبع نور را با حشره ی ماده اشتباه        میگیرند و به سوی آن می روند . آنها به دور منبع نور می چرخند و به آن نزدیک می شوند . نابراین منبع نور موجب سردرکمی و گیجی شب پره های نر می شود .

نور شمع مقدار مناسبی از این تشعشعات را تولید م یکند ؛ بنابراین حشرات نر بسیاری را به خود جلب می کند . حشرات جذب نورهای مصنوعی دیگری مثل چراغ خیابان ها نیز می شوند .

طبق مطالعات انجام شده ، فومونی که شرات مختلف تولید میکنند با هم متفاوت است . به همین دلیل حساسیت  حشرات مختلف به منبع نور یکسان نیست . این مسئله در مورد منابع مختلف نور نیز صادق است . اگر یک منبع  

نور اشعه ی مادون قرمز تولید نکند ، حشرات به سوی آ« جلب نمی شوند .

 

 چرا دارکوب ها به درختان نوک می زنند ؟؟؟

دارکوب در جست و جوی حشرات موجود پوسته ی درخت به آن نوک می زند . دارکوبها بیشتر از حشرات تغذیه می کنند و آنها را در سوراخهای تنه ی درخت می یابند و با زبان دراز خود به درون می کشند . به این ترتیب آنها با از بین بردن کرمها و حشرات خدمت بزرگی به درخت می کنند. حشرات و کرمها در شکافها و زییر پوست درختان پنهان می شوند . دارکوب به طور غریزی حتی بدون انکه آنها را ببیند ، محل مخفی شدنشان را تشخیص می دهد . بنابراین آن نقطه را با منقارش سوراخ می کند و حشره را می خورد .

دارکوب منقاری قوی و دراز دارد به کمک آن می توانند تنه ی درختان کشیده یا بیمار را سوراخ کند . ساختار سر و گردن این پرندگان به گونه ای است که می وتند ضربات محکمی را که دراکوب به تنه درخت وارد می کند ، به خوبی تحمل کند . دارکوبها می توانند سوراخهای بزرگی در تنه ی درخت حفر کنند . اکثر دارکوبها در همین سوراخها لانه می سازند و زندگی می کنند .

حدود 210 نوع دارکوب وجود دارد که در سراسر جهان به جز استرالیا زندگی می کنند . در آمریکای شمالی 24 نوع دارکوب کله سرخ یکی از معروفترین دارکوبها ی آمریکای شمالی است. این نوع دارکوبها در جنگلها و مزارع زندگی می کند . دارکوب منقار عاجی منقاری  صاف و تیز از جنس عاج دارد . محل زندگی این دارکوب نادر ، جنگلهای انبوه خلیج مکزیک است . دارکوب شکم زرد در آمریکای شمالی زندگی می کند و از شیره ی درختان و حشرات تغذیه می کند .

دارکوب سبز اروپایی رنگی سبز و درخشان و تاجی سرخ رنگ دارد  و معمولا از حشرات روی زمین تغذیه می کند . دارکوب سیاه بزرگترین دارکوب اروپاییی است . این نوع دارکوب در شمال و مرکز اروپا یافت می شود .  تنها داارکوبی که درسوراخ درختان زندگی نمی کند ، دارکوب زمینی است . این نوع دارکوب در آفریقا زندگی می کند .

 

 

 چرا مگس ها پاهایشان را به هم می مالند ؟؟؟

 مگس حشره ای بالدار است . حدود 90 هزار نوع مگس وجود دارد که مگس خانگی یکی  آنهاست .

مگسهای خانگی حدود هفت میلی متر طول و چشمانی بزرگ ، مرکب و قرمز رنگ دارند و مگس خانگی از روش خاصی برای تغذیه استفاده می کند . این حشره ابتدا مقداری بزاق و شیره های گوارشی را روی غذا می ریزند سپس  محلول به دست آمده را می خورند . مگسها با این کار مواد غذایی را به انواع میکروبها و عوامل بیماریزا آلوده می کنند . به این ترتیب آنها هر ساله موجب بیماری و مرگ میلیونها نفر در سراسر جهان می شوند . بنابراین  مگس حشره ای کثیف و موذی است که سلامتی انسان را به خطر می اندازد .

سرتاسر بدن مگس خانگی پوشیده از موهای زبر است و مگسها برای تمیز کردن خودشان پاهایشان را به هم میمالند . مگس با ساییدن پاها به یکدیگر ، مقداری از موادی را که به موهای زبرش چسبیدهاند ، از خود جدا می کند و با این کار ، میکگروبهی بیماری زا را روی مواد غذایی می ریزد . خوردن چنین غذایی موجب بیماری می شود . مگسها این میکروبها را از زباله ها و فاضلابها به سایر نقاط انتقال می دهند . 

مگسها معمولا در نقاط کثیف و کنار زباله ها و فاضلابها زندگی و تولید مثل میکنند . مگس ماده هر بار حدود 100 تخم و در طول زندگیش هزار تخم می گذارد . نوزادان 12 الی 30 ساعت پس از تخمگذاری از تخم بیرون می آیند . آنها قبل از آنکه به شفیره تبدیل شوند ، چندین بار پوست اندزی می کنند . در عرض چند روز مگس بالغ از میان شفیره بیرون می آید و این چرخه مجددا تکرار می شود . طول عمر مگسهای خانگی در فصل تابستان حدود 30 روز است هوای سرد موجب مرگ مگسهای بالغ می شود ؛ ولی نوزادان و شفیره هامی توانند در طول زمستان بمانند .

+ نوشته شده توسط مائده قربانی در شنبه 1388/10/19 و ساعت 11:36 بعد از ظهر | یک نظر

آیا گالیله گرد بودن زمین را کشف کرد ؟! آیا گرینویچ مرجع زمان است ؟!!! پاستوریزه یعنی چه ؟!!!!!


جهان پر شگفت است و تن هم شگفت نخست از خود اندازه باید گرفت

دگر آن که اینگرد گردان سپهر همی نو نمایدت هر روز مهر

(( فردوسی خردمند ))



گرد گردان سپهریعنی چه ؟!...

فردوسی خردمنددر قرن چهارم زندگی می کرده یعنی ۱۰۰۰ سال پیش

و گالیله ۱۵۶۴ میلادی یعنی تقآیا گالیله گرد بودن زمین را کشف کرد ؟! آیا گرینویچ مرجع زمان است ؟!!! پاستوریزه یعنی چه ؟!!!!!


جهان پر شگفت است و تن هم شگفت نخست از خود اندازه باید گرفت

دگر آن که اینگرد گردان سپهر همی نو نمایدت هر روز مهر

(( فردوسی خردمند ))



گرد گردان سپهریعنی چه ؟!...

فردوسی خردمنددر قرن چهارم زندگی می کرده یعنی ۱۰۰۰ سال پیش

و گالیله ۱۵۶۴ میلادی یعنی تقریبا ۵۰۰ سال بعد از فردوسی

اما جهانیان با یک داستان سوری " گرد" و دوار بودن زمین را به گالیله منتسب می کند چون ما حاضر نیستیم از بزرگان و تمدن خود دفاع کنیم !!!

هر چند واژه های گنبد دوار بارها توسط شاعران این سرزمین پس از فردوسی تکرار می شود اما خود فردوسی می گوید :

یکینامه بود از گه باستان فراوان بدو اندرون داستان

و می دانیم نامه باستان یا خداینامه به هزار و هشتصد تا هفت هزار سال پیش بر می گردد و منشا شاهنامه نیز بوده است این مسئله شناخت دیرینه ایرانیان از گیتی و زمین را به خوبی نشان می دهد آنها حتی مدارهای نیمروزی (نصف النهار) به دور زمین طراحی نموده بودند و مرکز شروع آن شهر نیمروز (هم اکنون با بی کفایتی شاهان قاجار در اختیار افغانستان است ) بود که امروز استعمارگران غربی به جای شهر نیمروز از گرینویچ به عنوان مرجع زمان یاد می کنند و در کشورمان هم عده ای این لقمه کثیف را چه راحت می جوند و دم بر نمی آورند ...

و الا آخر.......


اكنون مي توانيد بفهميد كه چرا رنگ آسمان آبي است. نور خورشيد به وسيله مولكولها و ذرات گرد و غبار موجود در آسمان ، كه معمولاً در مقايسه با طول موجهاي نور مرئي بسيار كوچكند، پراكنده مي شود. به اين ترتيب، نور طول موجهاي كوتاه (نور آبي) بسيار شديدتر از نور طول موجهاي بلندتر به وسيله اين ذرات پراكنده مي شوند. وقتي كه به آسمان صاف نگاه مي كنيم ، بيشتر اين نور پراكنده شده است كه به چشم ما مي رسد. دامنه طول موجهاي كوتاه پراكنده شده (وحساسيت چشم آدمي به رنگ) منجر به احساس رنگ آبي مي شود. از سوي ديگر، فرض مي كنيم كه در يك روز مه آلود به آسمان نگاه مي كنيم.

در اين صورت ، نور آبي باريكه اي كه به چشم ما مي رسد به طور كامل پراكنده شده است ، در حالي كه طول موجهاي بلندتر پراكنده نشده اند. بنابراين، احساس مي كنيم كه رنگ خورشيد متمايل به قرمز شده است.

اگر آسمان جوي نداشت، آسمان سياه به نظر مي‌رسيد، و ستارگان در روز ديده مي شدند. در واقع از ارتفاع Km 16 به بالا، كه در آنجا جو زمين بسيار رقيق مي شود، همان طوري كه فضانوردان دريافته اند ، آسمان سياه به نظر مي رسد و ستارگان در روز ديده مي شوند.

گاهي هوا داراي ذرات گرد و غبار يا قطره هاي آبي به بزرگي طول موج نور مرئي است. اگر چنين باشد، رنگهايي جز رنگ آبي ممكن است به شدت پراكنده شوند. مثلاً، كيفيت رنگي آسمان با بخار آب موجود در جو زمين تغيير مي كند. روزهايي كه هوا صاف و خشك است، آسمان آبي تر از روزهايي است كه رطوبت هوا زياد است. آسمان نيلگون ايتاليا و يونان ، كه قرن‌ها الهام‌بخش شاعران و نقاشان بوده است، به سبب خشكي استثنايي هواي اين سرزمينهاست.

مه آبي ـ خاكستري رنگي كه گاهي شهرهاي بزرگ را مي‌پوشاند بيشتر به سبب ذراتي است كه از موتورهاي درون‌سوز (اتومبيلها ، كاميونها) و كارخانه هاي صنعتي منتشر شده اند. موتور اتومبيل، حتي وقتي كه در حالت خلاص كار مي كند، در هر ثانيه بيشتر از 100 ميليارد ذره منتشر مي كند. بيشتر اين ذره ها نامرئي هستند و اندازه آنها در حدود m 0/000001 است . چنين ذره هايي كالبدي براي تجمع گازها ، مايعات و ذرات جامد ديـگــــــر مي‌شوند. اين ذره هاي بزرگتر سبب پراكندگي نور و تيرگي هوا مي شوند. گرانش بر اين ذره ها تا وقتي كه بر اثر تجمع مواد بيشتر در اطراف آنها خيلي بزرگ نشده اند چندان تأثيري ندارد. اين ذرات اگر بر اثر باران و برف مكرر شسته نشوند ممكن است ماهها در جو زمين بمانند. تأثير چنين ابرهاي غبارآلودي بر آب و هوا و بر سلامتي آدمي بسيار مهم است.

  نویسنده:    مهران و متین 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  90/01/09ساعت 20:58  توسط مهران و متین  | 

در فوتبال بازیکن فردی است که بر پایهٔ قوانین فوتبال٫ فوتبال بازی می‌کند. در یک بازی فوتبال هر تیم ۱۱ بازیکن دارد که یکی از آن‌ها دروازه‌بان است و بقیه یا پدافندگر یا بازیکن میانه و یا مهاجم هستند.

دروازه‌بان

در بازی فوتبال به کسی که برای نگهداری و محافظت از دروازه می‌کوشد و مانع ورود توپ به داخل آن می‌شود دروازه‌بان می‌گویند. دروازه‌بان تنها بازیکنی است که می‌تواند از دستانش برای گرفتن توپ استفاده کند.(البته فقط در محوطه مشخص شده یا به اصطلاح محوطه ۱۸ قدم)

مدافع

مدافع بازیکنی است که در پشت هافبک‌ها قرار دارد و اولین هدفش پشتیبانی از دروازه‌بان است. وظیفهٔ اولیه او جلوگیری از حریف است برای گل زدن.البته مدافع کار های دیگری هم دارد که یکی از مهم ترین آنها پشتیبانی از هافبک هااست . البته دفاع های چپ و راست در حمله کمک زیادی دارند.

هافبک/بازیکن میانه

هافبک یا بازیکن میانه بازیکنی است که جایگاهش بین پدافندگر(مدافع) و مهاجم است(در شکل با رنگ آبی نشان داده‌شده‌است). وظیفهٔ اصلی آن‌ها بی بهره کردن تیم حریف از توپ است(که معمولاً با تکل انجام می‌شود)٫ تا توپ را به تصرف خود درآورند و برای مهاجمان خودی بفرستند.

فوروارد/مهاجم 

فورواردها یا مهاجمان بازیکنانی هستند که در نزدیک‌ترین ردیف به دروازهٔ حریف بازی می‌کنند که مسئولیت گل زدن را دارند

مقررات 

زمین بازی 

نوشتار اصلی: زمین فوتبال


یک زمین استاندارد فوتبال بزرگسالان برای مسابقات بین‌المللی می‌بایست تا ۱۱۰ تا ۱۲۰ یارد (قدم) (معادل ۱۰۰ تا ۱۱۰ متر) طول و ۷۰ تا ۸۰ یارد (۶۴ تا ۷۵ متر) عرض داشته باشد.

زمین‌های مسابقات غیر بین‌المللی می‌تواند بین ۹۱ تا ۱۲۰ متر طول و ۴۵ تا ۹۱ متر عرض داشته و نباید مربع باشد.

یک دروازه مستطیل شکل در وسط خط عرضی (یا خط گل) گذاشته می‌شود که فاصله تیرک‌های عمودی آن از یکدیگر ۸ یارد (۷٫۳۴ متر) و فاصله تیرک افقی از زمین ۸ فوت (۲٫۴۴ متر) است.

در جلوی هر دروازه و به فاصله ۱۸ یارد (۱۶٫۵ متر) از خط دروازه، محوطه مستطیل شکلی وجود دارد که به محوطه جریمه و محوطه هژده قدم معروف است، در این محوطه دروازه‌بان قادر است توپ را با دست لمس کرده و بگیرد و خطای بازیکنان حریف با ضربه پنالتی جریمه می‌شود.

محوطه کوچکتری نیز در جلوی دروازه و با فاصله ۶ یارد (۵٫۵ متر) وجود دارد که می‌بایست ضربات شروع مجدد بازی در هنگام خروج توپ از خط عرضی از داخل آن زده شود. خطوط و علامت‌های دیگری نیز در زمین برای مشخص کردن محل قرار گرفتن بازیکنان و جای زدن ضربات کرنر، پنالتی و شروع بازی وجود دارد.

+ نوشته شده در  90/05/02ساعت 21:10  توسط مهران و متین  | 

نام اصلی : اسکار گیتارز 

نام داخل رینگ:ری مستریو 
تاریخ تولد : 12 دسامبر 1974
محل تولد : سان دیگو جنوب کالیفرنیا
قد : ۱۶۸ سانتیمتر
وزن : ۶۷ کیلوگرم
حرکات مورد علاقه : Diving Cross Body - Springboard Kick - Springboard Senton - Running Bulldog
حرکت پایانی : ۶۱۹
او کشتی کج حرفه ای را در سال ۱۹۸۹ دز لیگ های دسته پایین مکزیک آموزش دید .
نام همسر او آنجی است و یک پسر با نام دامینیک و یک دختر با نام آیلیاه دارد .
ری مستریو در رویال رامبل ۲۰۰۶ با قدرتمندی برنده شد .
قهرمانی ها : WWE Tag Team Champion - World Heaviweight Champion
World Tag Team Champion - Intercontinental Champion - United States Champion
ری مستریو با داشتن شخصیت مثبت برای همه دوست داشتنی شده است .

+ نوشته شده در  90/01/18ساعت 15:16  توسط مهران و متین  | 

بیوگرافی ادج: 

نام اصلی:Adam Copeland 

لقب:Edge 

تاریخ تولد:30اکتبر1973(33ساله) 

محل تولد:Originally from Orangeville, Ontario 

وضعیت:متهل 

وزن:240 lbs 

قد:6'4 

مربیان او: 

Ron Hutchison 

Sweet Daddy Siki 

Bret Hart 

Leo Burke 

Stu Hart 

Dory Funk Jr 

Tom Prichard 

تاریخ ورود به کشتی کچ:(20ساله)1993 

لقبهای دیگر:Sexton Hardcastle.......Adam Impact 

حرکت پایانی: 

The Downward Spiral 

The Edgecution 


حرکتهای مورد علاقه که زیاد استفاده میکنه: 

The Spear 

Missile Dropkick 

Edge-O-Matic 

The Crossbody 

The Edgecator 

Half Nelson Sitout Facebuster 

Flying Spear 

Electric Chair Drop 

One Man Conchairto


دشمنان: 
The J.O.B. Squad 
The Ministry 
The Hardy Boyz 
The Dudley Boyz 
Lance Storm 
Christian 
Rhyno 
William Regal 
Booker T 
Kurt Angle 
Chris Jericho 
Eddie Guerrero 
Chavo Guerrero 
Evolution 
Randy Orton 
Chris Benoit 
Shawn Michaels 
Kane 
Matt Hardy 
Ric Flair 
Mick Foley 
John Cena 
Rob Van Dam

و خیلی های دیگر که زیاد مهم نبوده اند 

ولی در پایان باتیستا و آندرتیکر مهمترین هاش بوده است

 
افتخارات ادج: 

او یک بار کمربندICW/MWCW Mid-West Unified Tag Team titleو یک بار کمربندSSW Tag Team titleرو داشته. 

او همچنین2سال کمربندICW Street Fight Tag Team titles رو داشته. 

در24جولای1999با شکست دادنJeff Jarrett توانست کمربندWWF Intercontinental title رو بگیره. 

در2آپریل2000به همرا یار خود یعنیChristianبا شکست دادن گروهThe Dudley Boyz توانستند کمربندWWF Tag Team titles رو بگیرند. 

در25جون2000به همراه یارش یعنیChristianبا شکست دادن گروهToo Cool توانستند کمربندWWF Tag Team titles رو بگیرند. 

در22اکتبر2000با همراهChristianبا شکست دادن گروهThe Hardy Boyz توانستند کمربندWWF Tag Team titles رو بگیرند. 

در10دسامبر2000به همراهChristianتوانستند با شکست دادن Bull Buchanan & Goodfather کمربندWWF Tag Team titles رو بگیرند. 

در19دسامببه هر2000مراه یارش یعنیChristianبا شکست دادنRock & Undertaker توانستند کمربندWWF Tag Team titles رو حفظ کنند. 

در19مارچ2001به همراه یارش یعنیChristianبا شکست دادن گروهThe Hardy Boyz توانستند کمربندWWF Tag Team titles رو بگیرند. 

در1آپریل2001به همراهChristianتوانست با شکست دادن گروهThe Dudley Boyz کمربندWWF Tag Team titles رو بگیره. 

او همچنین نفر اول کینگ آف رینگ2001 شد. 

در30آگوست2001با شکست دادنLance Storm توانست کمربندWWF Intercontinental title رو بگیره. 

در21اکتبر2001با شکست دادنChristianتوانست کمربندWWF Intercontinental title رو حفظ کنه. 

در19 نوامبر2001با شکست دادنTestتوانست کمربندWWF Intercontinental title رو حفظ کنه. 

در4جولای2002به همراه یارشHulk Hogan توانست با شکست دادنBilly & Chuck کمربندWWF Tag Team titlesرو بگیره. 

در19آپریل2004به همراه یارش یعنیChris Benoit توانست باشکست دادنRic Flair & Batista کمربندWWE World Tag Team titles رو بگیره. 

در11جولای2004در ونجنس توانست با شکست دادنRandy Orton کمربندWWE Intercontinental title رو بگیره. 

در نیو یرز رولشن2006با شکست دادن حریف خود یعنیJohn Cena توانست کمربندwweرو بگیره.

دیگر قهرمانی او هم در3جولای2006رخ داد.او با شکست دادن حریف خود یعنیRob Van Dam & John Cena توانست کمربندwweرو باز هم بگیره

او کارهای خاصی نکرده ولی در موقعی کمربند سنگین وزن جهان رو در دست داشت و توانست کمربند سنگین وزن جهان رو از اندرتیکر بگیره و آندرتیکر رو از اسمک دون اخراج کنه

ولی سری کمربند سنگین وزن جهان رو از دست داد

+ نوشته شده در  90/01/18ساعت 15:14  توسط مهران و متین  | 

آریو برزن، ژنرال بزرگ تاریخ ایران
تندیس این سردار ایرانی در ورودی شهر باشت در استان کهکیلویه و بویراحمد، نصب شده است...

آریو برزن یکی از سرداران بزرگ تاریخ ایران است که در برابر یورش اسکندر مقدونی به ایران زمین، دلیرانه از سرزمین خود پاسداری کرد و در این راه جان باخت و حماسه (دربندپارس) را از خود در تاریخ به یادگار گذاشت.«اسکندر مقدونی» در سال 331 پیش از میلاد پس از پیروزی در سومین جنگ خود با ایرانیان ( جنگ آربل Arbel یا گوگامل Gaugamele ) و شکست پایانی ایران، بر بابل و شوش و استخر چیرگی یافت و برای دست یافتن به پارسه، پایتخت ایران روانه این شهر گردید. اسکندر برای فتح پارسه سپاهیان خود را به دو پاره بخش کرد: بخشی به فرماندهی (پارمن ین) از راه جلگه (رامهرمز و بهبهان کنونی) به سوی پارسه روان شد و خود اسکندر با سپاهیان سبک اسلحه راه کوهستان (کوه کهکیلویه کنونی) را در پیش گرفت و در تنگه‌های دربند پارس (تنگ تک آب کنونی) با مقاومت ایرانیان روبرو گردید. در جنگ دربندپارس، آخرین پاسداران ایران، با شماری اندک، به فرماندهی آریو برزن، در برابر سپاهیان پرشمار اسکندر دلاورانه دفاع کردند و سپاهیان مقدونی را ناچار به پس نشینی نمودند. با وجود آریابرزن و پاسداران تنگه‌های پارس، گذشتن سپاهیان اسکندر از این تنگه‌های کوهستانی امکان‌پذیر نبود. از این رو «اسکندر» به نقشه جنگی ایرانیان در جنگ ترموپیل و گذر از راههای سخت کوهستانی خود را به پشت نکهبانان ایرانی رساند و آنان را درمحاصره گرفت. آریو برزن با 40 سوار و 1200 پیاده و وارد کردن تلفات سنگین به دشمن، خط محاصره را شکست و برای یاری به پایتخت به سوی پارسه شتافت ولی سپاهیانی که به دستور«اسکندر» از راه جلگه به طرف پارسه رفته بودند، پیش از رسیدن او به پایتخت، به پارسه دست یافته بودند. آریو برزن با وجود واژگونی پایتخت و درحالی که سخت در تعقیب سپاهیان دشمن بود، به وارانه(برعکس) منطق جنگ، حاضر به تسلیم نشد و آنقدر در پیکار با دشمن پافشرد تا گذشته از خود او، همه یارانش از پای درافتادند و جنگ هنگامی به پایان رسید که آخرین سرباز پارسی زیر فرمان آریوبرزن به خاک افتاده بود.

تندیس این سردار ایرانی در ورودی شهر باشت در استان کهکیلویه و بویراحمد، نصب شده است.

+ نوشته شده در  90/01/09ساعت 20:32  توسط مهران و متین  | 

کوروش دوم، معروف به کوروش بزرگ، (۵۷۶ - ۵۲۹) شاه پارسی, به‌خاطر جنگجویی و بخشندگی‌اش شناخته شده‌است. کوروش نخستین شاه ایران و بنیان‌گذار دوره‌ی شاهنشاهی ایرانیان می باشد. واژه کوروش یعنی "خورشیدوار". کور یعنی "خورشید" و وش یعنی "مانند".

پاسارگاد: «اى رهگذر هر که هستى و از هر کجا که بیایى مى دانم سرانجام روزى بر این مکان گذر خواهى کرد. این منم، کوروش، شاه بزرگ، شاه چهارگوشه جهان، شاه سرزمین ها، برخاک اندکى که مرا در برگرفته رشک مبر، مرا بگذار و بگذر.» تبار کوروش از جانب پدرش به پارس‌ها می رسد که برای چند نسل بر انشان, در جنوب غربی ایران, حکومت کرده بودند. کوروش درباره خاندانش بر سنگ استوانه شکلی محل حکومت آن‌ها را نقش کرده است. بنیاد‌گذار دودمان هخامنشی, شاه هخامنش انشان بوده که در حدود ۷۰۰می‌زیسته است. پس از مرگ او, تسپس انشان به حکومت رسید. تسپس نیز پس از مرگش توسط دو نفر از پسرانش کوروش اول انشان و آریارمنس فارس در پادشاهی دنبال شد. سپس، پسران هر کدام, به ترتیب کمبوجیه اول انشان و آرسامس فارس, بعد از آن‌ها حکومت کردند. کمبوجیه اول با شاهدخت ماندانا دختر آژدهاک پادشاه قبیله ماد و دختر شاه آرینیس لیدیه, ازدواج کرد و کوروش نتیجه این ازدواج بود. تاریخ نویسان باستانی از قبیل هردوت, گزنفون, و کتزیاس درباره چگونگی زایش کوروش اتفاق نظر ندارند. اگرچه هر یک سرگذشت تولد وی را به شرح خاصی نقل کرده‌اند, اما شرحی که آنها درباره ماجرای زایش کوروش ارائه داده‌اند, بیشتر شبیه افسانه می باشد. تاریخ نویسان نامدار زمان ما همچون ویل دورانت و پرسی سایکس, و حسن پیرنیا شرح چگونگی زایش کوروش را از هردوت برگرفته‌اند. بنا به نوشته هردوت, آژدهاک شبی خواب دید که از دخترش آنقدر آب خارج شد که همدان و کشور ماد و تمام سرزمین آسیا را غرق کرد. آژدهاک تعبیر خواب خویش را از مغ‌ها پرسش کرد. آنها گفتند از او فرزندی پدید خواهد آمد که بر ماد غلبه خواهد کرد. این موضوع سبب شد که آژدهاک تصمیم بگیرد دخترش را به بزرگان ماد ندهد, زیرا می ترسید که دامادش مدعی خطرناکی برای تخت و تاج او بشود. بنابر این آژدهاک دختر خود را به کمبوجیه اول به زناشویی داد. ماندانا پس از ازدواج با کمبوجیه باردار شد و شاه این بار خواب دید که از شکم دخترش تاکی رویید که شاخ و برگهای آن تمام آسیا را پوشانید. پادشاه ماد، این بار هم از مغ ها تعبیر خوابش را خواست و آنها اظهار داشتند، تعبیر خوابش آن است که از دخترش ماندان فرزندی بوجود خواهد آمد که بر آسیا چیره خواهد شد. آژدهاک بمراتب بیش از خواب اولش به هراس افتاد و از این رو دخترش را به حضور طلبید. دخترش به همدان نزد وی آمد. پادشاه ماد بر اساس خوابهایی که دیده بود از فرزند دخترش سخت وحشت داشت، پس زاده‌ی دخترش را به یکی از بستگانش هارپاگ، که در ضمن وزیر و سپهسالار او نیز بود، سپرد و دستور داد که کوروش را نابود کند. هارپاگ طفل را به خانه آورد و ماجرا را با همسرش در میان گذاشت. در پاسخ به پرسش همسرش راجع به سرنوشت کوروش، هارپاگ پاسخ داد وی دست به چنین جنایتی نخواهد آلود, چون یکم کودک با او خوشایند است. دوم چون شاه فرزندان زیاد ندارد دخترش ممکن است جانشین او گردد, در این صورت معلوم است شهبانو با کشنده فرزندش مدارا نخواهد کرد. پس کوروش را به یکی از چوپان‌های شاه به‌ نام میترادات (مهرداد) داد و از از خواست که وی را به دستور شاه به کوهی در میان جنگل رها کند تا طعمه‌ی ددان گردد. چوپان کودک را به خانه برد. وقتی همسر چوپان به نام سپاکو از موضوع با خبر شد, با ناله و زاری به شوهرش اصرار ورزید که از کشتن کودک خودداری کند و بجای او, فرزند خود را که تازه زاییده و مرده بدنیا آمده بود, در جنگل رها سازد. میترادات شهامت این کار را نداشت, ولی در پایان نظر همسرش را پذیرفت. پس جسد مرده فرزندش را به ماموران هارپاگ سپرد و خود سرپرستی کوروش را به گردن گرفت. روزی کوروش که به پسر چوپان معروف بود, با گروهی از فرزندان امیرزادگان بازی می کرد. آنها قرار گذاشتند یک نفر را از میان خود به نام شاه تعیین کنند و کوروش را برای این کار برگزیدند. کوروش همبازیهای خود را به دسته‌های مختلف بخش کرد و برای هر یک وظیفه‌ای تعیین نمود و دستور داد پسر آرتم بارس را که از شاهزادگان و سالاران درجه اول پادشاه بود و از وی فرمانبرداری نکرده بود تنبیه کنند. پس از پایان ماجرای, فرزند آرتم بارس به پدر شکایت برد که پسر یک چوپان دستور داده است وی را تنبیه کنند. پدرش او را نزد آژدهاک برد و دادخواهی کرد که فرزند یک چوپان پسر او را تنبیه و بدنش را مضروب کرده است. شاه چوپان و کوروش را احضار کرد و از کوروش سوال کرد: "تو چگونه جرأت کردی با فرزند کسی که بعد از من دارای بزرگترین مقام کشوری است, چنین کنی؟" کوروش پاسخ داد: "در این باره حق با من است, زیرا همه آن‌ها مرا به پادشاهی برگزیده بودند و چون او از من فرمانبرداری نکرد, من دستور تنبیه او را دادم, حال اگر شایسته مجازات می باشم, اختیار با توست." آژدهاک از دلاوری کوروش و شباهت وی با خودش به اندیشه افتاد. در ضمن بیاد آورد, مدت زمانی که از رویداد رها کردن طفل دخترش به کوه می گذرد با سن این کودک برابری می کند. لذا آرتم بارس را قانع کرد که در این باره دستور لازم را صادر خواهد کرد و او را مرخص کرد. سپس از چوپان درباره هویت طفل مذکور پرسشهایی به عمل آورد. چوپان پاسخ داد: "این طفل فرزند من است و مادرش نیز زنده است." اما شاه نتوانست گفته چوپان را قبول کند و دستور داد زیر شکنجه واقعیت امر را از وی جویا شوند. چوپان در زیر شکنجه وادار به اعتراف شد و حقیقت امر را برای آژدهاک آشکار کرد و با زاری از او بخشش خواست. سپس آژدهاک دستور به احضار هارپاگ داد و چون او چوپان را در حضور پادشاه دید, موضوع را حدس زد و در برابر پرسش آژدهاک که از او پرسید: "با طفل دخترم چه کردی و چگونه او را کشتی؟" پاسخ داد: "پس از آن که طفل را به خانه بردم, تصمیم گرفتم کاری کنم که هم دستور تو را اجرا کرده باشم و هم مرتکب قتل فرزند دخترت نشده باشم". کوروش در دربار کمبوجیه خو و اخلاق والای انسانی پارس‌ها و فنون جنگی و نظام پیشرفته آن‌ها را آموخت و با آموزش‌های سختی که سربازان پارس فرامی‌گرفتند پرورش یافت. هارپاگ بزرگان ماد را که از نخوت و شدت عمل شاهنشاه ناراضی بودند بر ضد آژدهاک شورانید و موفق شد, کوروش را وادار کند بر ضد پادشاه ماد لشکرکشی کند و او را شکست بدهد. با شکست کشور ماد بوسیله پارس که کشور دست نشانده و تابع آن بود, پادشاهی ۳۵ ساله آژدهاک پادشاه ماد به انتها رسید, اما کوروش به آژدهاک آسیبی وارد نیاورد و او از را نزد خود نگه داشت. کوروش به این شیوه در ۵۴۶ پادشاهی ماد و ایران را به دست گرفت و خود را پادشاه ایران شهربانو آتوسااعلام نمود.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  90/01/09ساعت 19:31  توسط مهران و متین  |